چرا قمار می‌کنیم؟ رفتار غیرمنطقی و اعتماد به نفس کاذب

روانشناسی شرط بندی و قمار، زمینه ای است که ما را از نظر ذهنی آماده تر می کند.

شاید برای انسان عاقل، وجود داشتن پدیده ای به نام قمار بازی، باعث سردرد شود. انتظار می رود افراد همیشه تصمیمات عاقلانه ای بگیرند که دارایی هایشان را بیشتر کرده و حداقل ضرر را داشته باشد. ممکن نیست برای سفری که به نظرتان ۵ میلیون تومان می ارزد، ۱۰ میلیون پرداخت کنید. حالا چرا قماربازان شرطی که ارزش مورد انتظار صفر یا پایین تر داشته باشد را مدنظر قرار می دهند؟ ادامه این یادداشت را بخوانید تا به جواب این سوال برسید.

روانشناسی قمار از جمله موضوعات پیچیده است، ولی در ظاهر، سوال ساده ای می توان مطرح کرد: اگر قماربازان معمولا پول از دست می دهند، چرا همچنان به این پدیده مشتاق نشان می دهند؟ در این یادداشت به آگاهی پایین در خصوص مفاهیمی چون ارزش مورد انتظار و ارزش ریاضیاتی صحبت خواهیم کرد.

آیا قمار بازی عاقلانه است؟

برای انواع قمار همانند بازی های کازینویی و بلیت های بخت آزمایی، ارزش مورد انتظار منفی است. در مورد خیلی از شرط بندی های ورزشی هم که احتمالات به صورت ریاضی محاسبه نمی شوند، ارزش مورد انتظار به همین صورت منفی تلقی می شود.

بعد از اینکه هزینه برگزاری رویداد مورد نظر همانند سهم کازینو، ریک پوکر و غیره کنار گذاشته شد، عمده قماربازان معمولا در طول زمان، ضرر خواهند کرد. شاید در کوتاه مدت موفقیت های کوچکی ثبت شود، اما حتی خوش شانس ترین قماربازان هم در بلندمدت، بازنده خواهند بود.

قمار، رفتاری غیرعاقلانه است

براین اساس، می توان ادعا کرد قمار رفتاری غیرعاقلانه است. علاوه بر این، شواهد بسیاری وجود دارد که نشان می دهد بازیکنان درک صحیحی از احتمالات مربوط به تصمیماتشان ندارند. اینجا می توان از امکان تحقق پیش بینی ها صحبت کرد که بیشتر اوقات قماربازان صحت تصمیمات خود را دست کم یا دست بالا می گیرند. در شرط بندی، این موضوع خود را در قالب سوگیری گزینه محبوب-دور از انتظار (Favourite–longshot Bias) نشان می دهد که در آن، گزینه هایی که ضریب برد بیشتری دارند، ارزش مورد انتظار کمتری هم نسبت به گزینه های محبوب به خود می بینند.

عدم توانایی ما در قضاوت در خصوص احتمالات تنها یکی از سوگیری های شناختی ما است که قبلا به چند مورد از آن ها اشاره کرده ایم و سبب می شود از تصمیم گیری عاقلانه دور شویم. در چارچوب قمار، سوگیری قوی تر هم خود را نشان می دهد: اعتماد به نفس کاذب.

اعتماد به نفس کاذب (Overconfidence)

اعتماد به نفس کاذب پدیده ای است که در آن، افراد توانایی خود در شرط بندی را بهتر و برتر از سایرین می دانند. در چارچوب شرط بندی ورزشی که رقابت بالایی برقرار است و شرط بندان نگاه های تحقیرآمیز بسیاری به هم دارند، می توانیم انتظار داشته باشیم اعتماد به نفس کاذب بسیاری ببینیم.

این پدیده که از آن به عنوان اثر بالاتر از میانگین یا اثر Lake Wobegon یاد می شود، اشاره به تمایل ذاتی بشر برای ارزیابی بیش از اندازه مهارت های خود دارد. در Lake Wobegon (شهری خیالی در مینه سوتای آمریکا)، همه مردان خوش تیپ و همه زنان قوی هستند. بچه ها جثه ای بزرگتر از میانگین نرمال دارند. اثر Lake Wobegon که در آن اکثر افراد ادعا می کنند بهتر از میانگین جامعه هستند، در موارد بسیاری از جمله روابط اجتماعی، هوش و حتی رانندگی مشاهده شده است.

مطالعات چه می گویند؟

حتی مطالعات مربوط به پدیده هم به خوبی آن را نشان داده است. براین اساس، در مطالعه ای که در ۱۹۷۶ در یکی از دبیرستان های آمریکا انجام شد، از بین ۸۲۹ هزار دانش آموز، بیش از ۶۰ درصد توانایی پیش بینی خود را بیشتر از سایرین تشخیص دادند در حالی که تنها ۶ درصد فکر می کردند از بقیه ضعیف ترند. وقتی در مورد توانایی های رهبری افراد پرسیده شد، این اعداد بزرگ تر هم شد و آنجا ۷۰ در مقابل ۲ ثبت شد. در مهارت کنار آمدن با دیگران هم هیچ کس تصور نمی کرد از میانگین عمومی پایین تر باشد.

وقتی کسی در حال فروش است، چه کسی خرید می کند؟

دنیل کانمن در کتاب پرفروش خود، تفکر سریع و کند، داستان روبرویی اش با یکی از سرمایه گذاران وال استریت و سوال مشخصی که از او پرسیده را تعریف می کند: «وقتی شما سهمی را می فروشید، چه کسی آن را می خرد؟» اگر بخواهیم عمومی تر مطرح کنیم، چه چیزی باعث می شود کسی آیتمی را بفروشد و دیگری آن را بخرد؟ فروشندگان فکر می کنند چه می دانند که خریداران نمی دانند؟

واضح است که یکی از طرفین باید در حال ارتکاب اشتباه باشد یا اشتباهش بزرگ تر از دیگری باشد. سناریوی دیگر این است که هر چیزی در قیمت واقعی خود فروش می رود و هیچ کس هیچ وقت سودی نمی کند که خب کاملا غیرمنطقی است. اینکه هر دو نفر از انجام معامله راضی هستند احتمالا تنها با پدیده اعتماد به نفس کاذب قابل توضیح باشد.

در شرط بندی چطور؟

این مساله در شرط بندی هم صحیح است. ضریب یک شرط تا اندازه بسیاری میزان وقوع آن را نشان می دهد. به هر حال قرار نیست کسی شرطی یک به ۲۰ برای برد ساتن یونایتد مقابل لیورپول ببندد. ضرایب همان نظرات افراد جامعه در مورد رویدادهای مختلف ورزشی هستند که شکل اعداد به خود گرفته و به صورت پول درمی آید.

ارزشی که احتمالات در آن تعیین تکلیف می شوند، بیانگر یک فرآیند ضمنی مبادله و مصالحه است. در هر معامله، هم خریدار و هم فروشنده قیمتی که از نظرشان مناسب است، در ذهن دارند. در ادامه این اعتماد به نفس کاذب است که سبب می شود هر کدام از آن ها تصور کنند در معامله سود برده اند که خب از لحاظ منطقی قطعا درست نیست.

بدون این اعتماد به نفس کاذب تقریبا هیچ شرطی شکل نمی گیرد، چون با وجود آن، هر کسی فکر می کند بهتر از رقیب تصمیم می گیرد و ارزش مورد انتظار بیشتری نصیبش خواهد شد. در این شرایط کسی تمایل به خرج پول هم نخواهد داشت.

نگاه از بیرون

در حالی که اعتماد به نفس کاذب و رفتار غیرعاقلانه به دلیل سوگیری های شناختی علت شرط بندی کردن ما را تشریح می کند، به این معنا نیست که چگونگی شرط بندی ما را هم کنترل می نماید. با شناخت بهتر این سوگیری ها، افراد می توانند دیدگاه افرادی که بیرون از گود نشسته اند را پیدا کرده و رفتار شرط بندی خود را ارتقا دهند.

در این شرایط، لذت شرط بندی ر از خود محروم نمی کند و در عین حال، خود را در مسیر صحیح هم قرار می دهید و همیشه حواستان به ارزش مورد انتظار واقعی هست.

مطالب مرتبط